قدرت در عرصه تعاملات سازمانی

قدرت در عرصه تعاملات سازمانی

نویسندگان: احمدرضا قاسمی و محمد حسن ملکی(۱۳۹۳)

انتشارات: صفار

قدرت در زمره پیچیده‌ترین مفاهیم عرضه شده در عرصه علوم انسانی و به طور خاصه مدیریت است. مدیران، کارکنان و خانواده‌هایشان، سهام‌داران، جامعه و به طور اعم، کلیه ذی‌نفعان سازمان هر یک به نوعی از این سازه بهره‌مند شده بر آن تأثیر گذارده یا تأثیر می‌پذیرند.

قدرت به مانند تیغی دو دمه در ساحت روحانی و نورانی ابزاری کاربردی و اثربخش در نیل به تحقق آرمان‌ها و اهداف سازمان و توانمند‌سازی ذی‌نفعان است. در مقابل در جنبه و ساحت ظلمانی آن مبدل به ابزاری برای کسب مطامع و منافع فرد، گروه، سازمان، قومیت، نژاد، کشور یا اتحادیه‌ای از کشور‌ها علیه و به ضرر سایرین می‌شود. در حالی که جنبه مثبت آن قادر به بازسازی، مرمت توسعه، آبادی و رفاه برای مردمان است، جنبه ظلمانی و تاریک آن فقر، تنگدستی، بی‌سوادی، کشت و کشتار، دیکتاتوری و بسیاری کژکارکرد‌های دیگر را به ارمغان می‌آورد.

در مواجهه و مقابله افراد با یکدیگر اولین سؤالی که بر ذهن متبادر می‌شود آن است که چرا در برخی سازمان‌ها برخی بر سایرین تأثیر می‌گذارند و سایرین از ایشان تأثیر می‌پذیرند و پیروی می‌کنند. چرا افرادی که صاحب قدرت به اشکال مختلف هستند کمتر آن ‌را به صورت علنی بروز می‌دهند حال آن که آن‌هایی که از آن کم‌بهره‌اند سعی در تبرجش دارند. وضعیت قدرت در سطح سازمان‌های ایرانی چگونه است و چه عواملی در شکل گیری ناخودآگاه فرهنگی ما نسبت به مقوله قدرت نقش‌آفرین بوده است؟ قدرت چه نمود‌ها و مصادیق بارزی در سازمان‌ها دارد و در مقولات مختلف سازمانی رخ می‌نمایاند؟

اثر پیش رو پاسخی است به سؤالات طرح شده از سوی مؤلفان. نقشه ذهنی مؤلفین از این قرار است که در گام نخست به بازتعریف مفهوم قدرت و نقش آن در ناخود‌آگاه ذهنی ایرانیان بپردازند. چرا که بی‌شک عدم شناخت سازمان ایرانی بدون شناخت فرهنگ ایرانی و نسبت هندسه معرفتی آن با فرهنگ سازمانی میسر نیست.

فصل دوم به تبیین مفهوم فلسفی قدرت و منشاء آن در میان آرای اندیشمندان و نظریه‌پردازان مختلف پرداخته‌ است.

فصل سوم به تبیین مفهوم مدیریت تأثیر، کارکرد‌ها و کژکارکرد‌های آن اختصاص دارد.

فصل چهارم در بردارنده مفهوم تعارض و کارکرد‌های مختلف آن در سطوح فردی، میان فردی، گروهی، بخشی و میان سازمانی است.

قدرت و اختیار از جمله ملزومات و ابزار‌های تصمیم‌گیری تلقی می­شوند. از این رو فصل پایانی کتاب به معرفی مفهوم تصمیم‌گیری، الگو‌ها و نظریات مختلف عرضه شده در باب تصمیم‌گیری، عوامل تسهیل‌کننده و موانع پیش‌روی تصمیم‌گیران در این عرصه می‌پردازد.