تصمیم‌گیری در عرصه کسب و کار

تصمیم‌گیری در عرصه کسب و کار

نویسنده: احمدرضا قاسمی(۱۳۹۴)

انتشارات: جهاد دانشگاهی

تصمیم‌گیری در زمره مشکل‌ترین، پیچیده‌ترین و حساس‌ترین وظایف در سطح فردی، گروهی و سازمانی محسوب می‌شود. زیرا آینده مدیر، کارکنان، سازمان، خانواده‌ها و مشتریان و به طور اعم جامعه متأثر از تصمیمات اتخاذ‌شده است. این در حالی است که بشر تنها در خصوص عوامل به وقوع پیوسته در گذشته می‌تواند به ضرس قاطع اظهار نظر کند. از این رو همواره مدیران، اندیشمندان، فلاسفه، روحانیون و پژوهشگران و جملگی ابناء بشر درصدد ارایه راه‌کار‌های در جهت حل مسایل روزمره به شکلی کارا و اثربخش بوده‌اند. به زبان ساده فرایند یافتن راه‌کار برای مسایل پیش‌رو را تصمیم‌گیری می‌نامند. در دهه‌های اخیر شاهد رشد روز افزون کاربرد علم مدیریت و فنون تصمیم‌گیری در شئون مختلف تصمیم‌های فردی و سازمانی بوده‌ایم. دورنمای علم مدیریت گویای آنست که این علم از حیث کاربردی و نظری قلمرو روزافزون و بسیار وسیع‌تری نسبت به آنچه شاهد آن هستیم خواهد یافت؛ زیرا به دلیل ماهیت راهبردی علم مدیریت در کمک به تصمیم‌سازی در حوزه انسانی این علم نسبت به سایر علوم می‌تواند بر سازمان‌ها و صنایع آثار ژرفی بر جای گذارد. از این رو می‌توان اظهار نمود که علم مدیریت در آینده به لحاظ کاربردی همچنان تأثیری برجسته بر اجتماع و محیط پیرامونی خواهد داشت.

توجه اساسی مدیریت به اتخاذ تصمیمات صحیح همواره با توجه به روابط بین هدف‌های مطلوب و امکانات موجود در سازمان است و از نظر علم مدیریت وظیفه اصلی مدیر تصمیم­گیری بر پایه اطلاعات و به روش علمی است. البته بایستی خاطرنشان ساخت که علم مدیریت نه تنها شامل روش­ها و تکنیک­های کمی در حل مشکلات می­شود؛ بلکه به مشکلات، مسائل و معضلات کیفی که قابل تجزیه و تحلیل با روش­های کمی نباشند نیز اشارت دارد.

تصمیم‌گیری، پدیده عجیب و ناشناخته‌ایست یا آنکه کار راحت و ساده‌ایست؟ هنوز معلوم نیست که چگونه، چه موقع و کجا تصمیم ساخته و پرداخته می‌شود. به گفته مدیر عامل شرکت جنرال موتورز «اغلب سخت است که بگویم که چه کسی و چه موقعی تصمیم گرفته‌است و حتی چه کسی مرجع تصمیم بوده‌است. غالباً من نمی‌دانم در جنرال موتورز چه موقع تصمیم گرفته می‌شود؟ من به خاطر نمی‌آورم که در یک جلسه کمیته‌ای بوده باشم و مسائل به رأی‌گیری گذارده شود. معمولاً یک نفر مسائل را خلاصه می‌نماید. دیگران با تکان دادن سر یا ابراز نظر خود به تدریج به اجماع می‌رسند»(Quinn, 1980).

اگرچه افلاطون روح انسانی را به ارابه‌ای تشبیه کرده است که توسط دو اسب خرد و احساس به حرکت می‌آید، اما در قرون اخیر دانشمندان به خرد بیشتر بها داده و از احساسات و بینش درون به عنوان بخشی که مانع خرد‌ورزی است یاد نموده‌اند. در اتخاذ تصمیم‌ها تاکنون این عقیده بیشتر مطرح بوده‌است که انسان در تصمیمات خود –آنجا که سخن از نفع و ضرر است- کاملا عقلایی و به دور از احساسات عمل می‌نماید. اما برخی از شواهد مطرح در روانشناسی در سال‌های اخیر نشان داده است که انسان در تصمیم‌گیری و رفتار خود از هر دو اسب استفاده می‌نماید. نتایج پژوهش‌هایی که در انجمن اقتصاد آمریکا در ژانویه ۲۰۰۵ مطرح گردیده‌است، حاکی از آن است که فناوری جدید به بشر این امکان را داده‌است تا با تصویر‌برداری تشدید شده به وسیله امواج الکترومغناطیس برای مشخص نمودن وظایف هر بخش از مغز تلاش نماید. این کار امکان ثبت لحظه‌ای فعالیت‌های مغز را میسر نموده‌است. بنابراین دانشمندان به اینکه کدام بخش از مغز کار تصمیم‌گیری را انجام می‌دهد پی برده‌اند. به عنوان مثال، ذهن بشری موضوع ارزش مورد انتظار در حوادث آینده در اقتصاد را مورد محاسبه قرار می‌دهد. اینکه یک فرد در بازار بورس سرمایه‌گذاری می‌کند و یا هزینه بیمه عمر را پرداخت می‌نماید، بستگی به آن دارد که آن فرد چگونه آینده را در نزد خود متصور نموده و به حوادثی که ممکن است اتفاق بیفتد چه مقدار وزن بدهد. ممکن است که شما ارزش مورد انتظار بیمه عمر را با اینکه کم است بیشتر مورد توجه قرار دهید، زمانی که فکر می‌کنید با احتمال زیاد قبل از بازنشستگی شما، قیمت سهام کاهش پیدا خواهد نمود.

یکی از نقایص عمده در حوزه علم تصمیم‌گیری آنست که مؤلفان بسته به حوزه تخصصی خود جلوه‌ای خاص از عرصه تصمیم‌گیری را محور مطالعه و تألیف ساخته‌اند. از این رو کتاب‌های تألیفی داخلی و خارجی در عرصه تصمیم‌گیری پیوسته از این نقیصه رنج برده‌اند که به تمامی به وجوه مختلف تصمیم‌گیری نپرداخته‌اند. اثر پیش رو با وقوف به این نیاز مبرم در عرصه علم مدیریت سعی نموده تا در حد بضاعت به تجمیع و بازنمایی ساحت‌های روانشناسی، اقتصادی، اجتماعی و هنجاری در عرصه تصمیم‌گیری بپردازد.

کتاب تصمیم‌گیری در عرصه کسب و کار در سه جلد تنظیم شده‌است. جلد نخست به مرور کلی مبانی و نظریات تصمیم‌گیری می‌پردازد. در حالی که جلد یک ماهیتی نظری دارد، دو جلد دیگر به بیان جدید‌ترین و کاربردی‌ترین تکنیک‌های تصمیم‌گیری با رویکرد کیفی و کمی می‌پردازد.

شمایی از نقشه ذهنی مؤلف در خصوص مطالب و سرفصل‌ها ارایه شده در کتاب

جلد نخست متشکل از ۵ فصل است. فصل نخست به معرفی مبانی، تاریخچه و فرایند تصمیم‌گیری پرداخته‌است. هدف از معرفی این فصل نگاهی بر روند تکاملی سیستم‌های تصمیم‌گیری است. فصل دوم به سنخ‌شناسی و بررسی طبقه‌بندی‌های رایج در تصمیم‌گیری از منظر پژوهشگران این عرصه اختصاص دارد. مهم‌ترین گونه‌شناسی در این بخش تفکیک تصمیمات از منظر فردی و گروهی است. فصل چهارم به بیان الگو‌های متعارف تصمیم‌گیری پرداخته است. طبقه‌بندی این الگو‌ها بر مبنای روند تاریخی آن‌ها است. فصل چهارم -که حسن ختام جلد نخست نیز محسوب می‌گردد- به بیان محدودیت‌ها و بیان راهکار‌های ارتقای اثربخشی می‌پردازد.

هدف از نگارش جلد نخست-مبانی و مفاهیم- ایجاد درک مشترک و جامعی از مقوله تصمیم‌گیری مدیران است. بنابراین در جلد نخست علاوه بر درک مفاهیم، رویکرد‌ها و روش‌های تصمیم‌گیری، وجوه تمایز تکنیک‌های تصمیم‌گیری و عوامل تأثیر‌گذار در امر تصمیم‌گیری نیز برشمرده می‌شود.

در تکمیل پژوهش انجام شده در عرصه نظری، هدف از نگارش جلد دوم و سوم کتاب معرفی ابزار‌های تصمیم‌گیری در عمل است. به دیگر سخن جلد‌های دوم و سوم متشکل مبین فنون و تکنیک‌های تصمیم‌گیری کیفی و کمی با رویکردی عمل‌گرایانه است. تکنیک‌های ارایه شده در این دو فصل به نحوی است که غالباً برخاسته از مبانی تئوریک در فصل‌های پیش‌گفته است. مباحث طرح‌شده با رویکرد ارایه راه‌کار برای مسایل پیچیده، بدون ساختار و با اطلاعات کم و یا داده‌های کیفی است. در مقابل تکنیک‌های کمی عمدتا برای مسایل مشکل، با داده‌های کمی و انبوه و ساختار‌پذیر پیشنهاد می‌شود.

تنظیم جلد‌های سه‌گانه کتاب به نحوی بوده که در جلد نخست افراد علاقه‌مند به آشنایی با مبانی فلسفی و مکاتب تصمیم‌گیری را مخاطب خود قرار داده‌است. بنابراین این ادبیات اغلب با سرفصل‌های رشته مدیریت دولتی(گرایش سیاست‌گذاری و تحلیل سیستم‌ها و همچنین مهندسی صنایع گرایش تحلیل سیستم‌ها) همگرایی دارد.

در مقابل جلد دوم کتاب-رویکرد‌های کیفی تصمیم‌گیری- سعی در معرفی روش‌های تصمیم‌گیری کیفی دارد. این روش‌ها که بعضاً با روش‌های پژوهش کیفی همگرایی دارد، سعی در بازنمایی و ساختاردهی به مسایل بسیار پیچیده(معضلات) مدیریتی با اطلاعات محدود دارد.

در جلد سوم کتاب نیز سعی شده فنون تکنیک‌های تصمیم‌گیری کمی مورد بحث و بررسی قرار گیرد. این بخش از مطالب به معرفی تکنیک‌های تصمیم‌گیری چندشاخصه اختصاص دارد که به سبب استفاده از داده‌های کمی، محیط پیرامونی ایستا و ساختاریافته‌تر از درجه تعین بالاتری برخوردارند. بنابراین سیر نظم منطقی در این بخش‌های سه‌گانه با مفاهیم نظری آغاز شده، مسائل پیچیده و ساختار نیافته با رویکرد‌های کیفی ساختاردهی می‌شوند. و در خاتمه مسائل ساخت‌یافته با متدولوژی کمی تحلیل و تبیین می‌شوند.

مباحث طرح‌شده به شکلی تنظیم گردیده‌اند که اهم مباحث تصمیم‌گیری در گرایش‌های مختلف مدیریت (مدیریت کسب و کار، مدیریت دولتی و خط‌مشی‌گذاری)، مهندسی صنایع را پوشش داده‌است. تلفیق چهارچوب فوق ترکیبی بدیع در گزینش رویکرد تصمیم‌گیری در عرصه نظر و عمل پدید می‌آورد. امید است با ارایه و معرفی مبانی نظری و همچنین تکنیک‌های کیفی و کمی تصمیم‌گیری در عرصه عمل کمک شایانی به پژوهشگران، دانشجویان و مدیران در امر تصمیم‌سازی گردد.

اصلاحیه چاپ نخست کتاب

در تست‌های فصل پنجم:

تست ۱۸ ……… د صحیح

تست ۲۰ ……… ب صحیح

تست ۲۱……… الف صحیح

تست ۳۴……… حذف شد